
دیدگاه ما
ما خواهان یک دنیایی هستیم که عاری از مزایا و یا تبعیضات ناشی از مذهب است. دنیایی که در آن انسانها بر مبنای منطق, تجربه و ارزشهای مشترک انسانی در صلح, دوستی و محبت زندگی می کنند. در ایران همانطور که میدانیم تبیعضات ناشی از مذهب بطور وفور واقع میشود. کسانی که مذهبی نیستند از بسیاری از مزایای کاری و اجتماعی محرومند. و در عوض کسانی که مذهبیند از انواع و اقسام مزایا برخوردارند واکثر مقامات عالی را افرادی پر کرده اند که اساسن فاقد صلاحیتند اما از انجاییکه مذهبیند به این مقامها منصوب شده اند. این تبیعضات برخلاف اصول حقوق بشر است. انجمن معتقد است که انسان و اجتماع آنقدر تکامل یافته که برای یک زندگی عالی و مدرن, مذهب نقشی در آن ندارد و در عوض علم پاسخگوی سوالات و مجهولات بشر است.
اهداف ما
انجمن ایرانیان انسانگرا برای ترفیع و ترویج اصول انسانگرایانه و حمایت و نمایندگی انسانهایی که خواهان یک زندگی عالی بر مبنای اخلاقیات بدون مذهب و اعتقادات خرافاتی هستند بوجود می آید. هدف انجمن ایجاد یک جامعه آزاد, دمکرات و سکولار است.
انجمن ایرانیان انسانگرا حقوق مدنی و اجتماعی ایرانیانی را که پایبند به اخلاقیاتند اما به هیچ مذهبی وابستگی ندارند را حمایت میکند. ما به حقوق بشر, دمکراسی, سکولاریسم, برابری و عدالت و احترام دوجانبه معتقدیم. ما خواهان یک جامعه باز که در آن همه افراد از آزادی اعتقاد, مذهب و بیان برخوردارند هستیم. ما خواهان پایان مزایا و تبیعیضات ناشی از مذهب بخصوص اسلام که در دستگاه ها و نهاد های کشور بخصوص قوانین, آموزش و پرورش, صدا و سیما و رسانه ها و یا هر جایی دیگر که رخنه کرده است میباشیم.
دیگر هدف این انجمن تحقیق و پژوهش برای یافتن پاسخ های علمی به مجهولات و خرافات و اعتقادات مذهبی است.
عضویت
عضویت در این انجمن به این معنی نیست که عضو تابع یکسری قوانین و قوائد انجمنی خواهد بود. این انجمن هیچ قائده و قانون حادی ندارد. هر عضو فردی است که خود می اندیشد و مسئول اندیشه های خود است. عضویت در این انجمن همانگونه که در« اهداف ما» گفته شد بدین منظور است که با گسترش و با کسب جایگاه اجتماعی حامی و مدافع حقوق بشری و اجتماعی ایرانیان انسانگرا و ایرانیان بطور کلی باشد. عضویت در این انجمن آزاد است و هیچ محدودیتی وجود ندارد.
مانیفست انجمن ایرانیان انسانگرا
انسانگرایی یک فلسفه رو به تکامل از زندگی ی است که بدون باورهای خرافاتی و ماورائ طبیعی با اتکاء بر توانایی, مسئولیت, اخلاقیات, احیای فردیت و بطور کلی برای ارتقای انسانیت که دائما در حال حرکت است, تاکید می کند. موضع انسانگرایی با هدایت روش منطق و با الهام از محبت و نوع دوستی و اخلاقیات و درس از تجربه ها, ما را به یک زندگی عالی و کامل رهنمود می کند. این موضع بمرور زمان تکامل یافته و همواره با تلاش انسانهای متفکر که معتقدند ارزشها و ایده الها, هرچند که با دقت شکل گرفته باشند, با پیشرفت علم و دانش تغییر پذیرند, درحال تکامل است. این مانیفست قسمتی از تلاش ما برای بازگو کردن خط و مرز های قابل درک انسانگرایی است و نه آنچه که ما باید باور داشته باشیم. چکیده ای انچه که انسانگرایان با توافق همگانی باور دارند است و در این راستا است که انچه را در زیر می اید تاکیید می کنیم.
شناخت جهان از مشاهدات و تجربیات و نقد منطقی این مشاهدات و تجربیات بدست می آید.
انسانگرایان یافته اند که علم بهترین روش برای دست یافتن به این شناخت و همچنین برای پیداکردن راه حل ها و پرورش دادن تکنولوزی های مفید است. ما همچنین ارزش چرخش از اندیشه ها, عقیده ها, هنر ها, و تجربه های باطنی از طریق نقد و انالیز هوشمندانه را تصدیق می کنیم.
انسانها قسمتی از طبیعتند که نتیجه یک تغیر و تکامل نا هدایت شده است. انسانگرایان طبیعت را خودزا می پندارند.
ما زندگی را انچه که هست کامل و کافی قبول داریم و فرق می گذاریم بین آنچه که هست و آنچه که ما ممکن است آرزو داشته باشیم و یا تصور کنیم که باید باشد. ما مشکلات غیر قابل پیش بینی در اینده را خوش امد گویانه می پذیریم و بی باکانه مجذوب ناشناخته ها هستیم. تجربه به ما اموخته که ارزش های اخلاقی از منافع و محتاجات انسانها مشتق می شوند. اخلاقیات, ارزش والای انسانگرایی, در آسایش و رفاه از چگونگی شرایط و رویدادها, منافع و نگرانی های انسان, از فردی تا گروهی شکل می گیرند. ما به این اصل که هر فردی دارای ارزش ذاتی و حرمت که دارای حق انتخاب در چهارچوب آزادی همنوا با مسولیت است معتقد و متعهدیم.
احیای زندگی کامل انسان از شرکت فرد در خدمت ایده الهای انسانی بوجود می آید.
هدف ما یک زندگی مملو از منظور, مقصد, شادی, نشاط و لذت است. ما مجذوب شگفتی های طبیعت اعم از لذت ها و فاجعه ها ی آن حتی مرگ هستیم. انسانگرایان بر روی فرهنگ غنی انسان و انسانگرایی برای فراهم آوردن آسودگی و آرامش در زمان احتیاج و کمبود و دلگرمی در زمان فراوانی تاکید می کنند.
انسانها موجودات اجتمایی و انسی هستند و در روابط بین خود منظور و مفهوم می یابند.
آرزوی انسانگرایان برای رسیدن به یک دنیای عاری از ظلم و نتایج آن و غمخواری دو جانبه است که در آن مخالفتها از طریق مشارکت بدون بکار گرفتن خشونت رفع می شوند. متصل کردن فردیت با اتکا متقابلانه و وابستگی به دیگری, زندگی ما را غنی تر می کند. و ما را برای غنی تر کردن زندگی دیگران تشویق می کند و الهام بخش داشتن امید برای کسب صلح, عدالت و موقعیت برای همه است.
فعالیت برای منفعت جامعه شادی فردی را ارتقاع می دهد.
فرهنگ متمدن برای رهایی انسان از خشونت و بی رحمی ها و کاستن رنج ها و بهتر کردن جامعه و بدست آوردن یک جامعه جهانی فعالیت می کند. ما دنبال به حداقل رساندن نابرابری های شرایطی و توانایی ها هستیم و از پخش متعادل منابع طبیعی و نتایج و دست آورده های بشری بین همه تا جاییکه بیشترین افراد بتوانند از زندگی مرفه لذت ببرند حمایت می کنیم. انسانگرایان دغدغه مرفه بودن همه انسان ها را دارند و به تنوع و عقاید مختلف بشرط انسانی بودن معتقد و متعهدند. ما به خقوق بشر و آزادی های مدنی در یک جامعه باز سکولار معتقدیم و برای استقرار آن فعالیت می کنیم. ما معتقدیم که این وظیفه همه است که در پروسه های دمکراتیک شرکت کرده و وظیفه همه میدانیم تا از تمامیت, تنوع و زیبایی های طبیعت از طریق مطمئن و قابل مستمر حفاظت کنند.
بنابراین, با بودن در جریان زندگی, ما با این دید و با این آگاهی که بشریت توانایی پیشرفت و ترقی به بالاترین ایده الهای انسانی را دارد, برای ارتقاع زندگی پر نشاط و پر مفهوم نفس می کشیم. و معتقذیم که مسولیت زندگی ما و نوع دنیایی که در آن زندگی می کنیم بر دوش خود ما و ما تنها است.
اخلاقیات
اخلاقیات جزیی از خصوصیات انسانی است. عشق و تنفر دو روی سکه بشریتند. خوبی از عشق و محبت متولد می شود و بدی از تنفر. این پدیده کاملن علمی است. علمی است زیرا این احساسات در بطن و طبیعت انسان هستند. عشق و محبت و تنفرقابل اندازه گیری هستند و اندازه آن بستگی به شرایط خود فرد و جو و محیطی که در آن زندگی می کند دارد. خوبی و بدی هم بدین گونه قابل اندازه گیری است. عشق و تنفر و یا خوبی و بدی هم ابجکتیو و هم سابجکتیو هستند. شرایط فردی, جوی و محیطی هستند که یک فرد را شرورو قانون شکن و یا محترم و قانون شناس می کند. این شرایط علمی هستند و با بکار گرفتن علم می توان شرایط را برای تحقق ارمان های عالی انسانگرایی و انساندوستی و یک جامعه عاری از جرم و جنایت فراهم آورد. ابجکتیویتی و سابجکتیویتی عشق و تنفر و یا خوبی و بدی هر دو در یک سیکل قرار دارند و یکدیگر را خوراک می دهند. شعور عمومی از یک سو برای فرد استاندارد تعیین می کند و فرد از سوی دیگر خود نقشی در تعیین و ترویج این شعور عمومی دارد. شعور عمومی بر مبنای انسانگرایی متحرک است و با تکامل انسان در طی طول زمان شکلی جدید بخود میگیرد. با رشد تکاملی انسان و جامعه, آنچه که در گذشته بد شمرده میشد ممکن است خوب شمرده شود و برعکس. از این رو نباید شعور عمومی و رشد تکاملی انسان را با اعتقادات خرافاتی و یا ثابت و غیر قابل تعویض مذهبی مسدود و محدود کرد. علم همیشه بصورت فعال بدنبال کشف مجهولات است و این فعالیت دائمی است که باعث پیشرفت و تکامل انسان شده است. برخلاف علم, مذهب و اعتقادات خرافاتی فعالیتی برای کشف اسراری که برای انسان پوشیده هستند ندارد و با گماردن قاعده آخرت و وعده های پاداش و یا مجازات انسان را از تلاش برای کشف راه حل های علمی و عملی و یافتن پاسخ ها برای بهتر شدن خود و جامعه خود باز میدارد. علم سایکولوژی و سوسیولوژی فعالانه به دنبال کشف اسرا رفتار انسان و جامعه هستند. این اولوژی ها تا کنون پشرفت های چشمگیری در این زمینه ها داشته اند. اما از انجاییکه وسعت خود کهکشان بی نهایت قلمداد می شود, اسرا و مجهولاتی که هنوز انسان پاسخ های به آنها را نیافته هم بینهایتند. اما این دلیل نمی شود که انسان برای این مجهولات باید از خود پاسخی خرافاتی و عقیدتی بیافریند زیرا می خواهد حتمن بداند که جواب آن چیست. تا زمانی که فعالیتش جوابی نیافته است مجهول باقی میماند و انسان تا کنون براحتی با بی نهایت مجهولات زندگی کرده و بهمان گونه ادامه خواهد داد بدون اینکه از کیفت زندگی خود بکاهد. اما با اعتقاد داشتن به یکسری قوائد غیرعلمی خود را از فعالیت برای رسیدن به پاسخ علمی باز می دارد و به همان پاسخ های خرافاتی و عقیدتی بر مبنای تصورات و تخیلات ذهنی خود بسنده می کند.
جایگاه خدا در قرن 21
یکی از سوالاتی که در ذهن فرد کنجکاو و جستجو گر مطرح میشه نقش خدا در قرن 21 و علم است. از انجاییکه علم همیشه در حال پیشرفت است و با اختراع دستگاه ها و سیستم های سنجشی جدید تر و پیشرفته تر پدیده های که در گذشته غیر قابل توضیح بوده اند را توجیح می کند, نقش خدا در توجیح پدیدها کمتر و کمتر می شود. بعنوان مثال از اوایل قرن 16 تا قرن 19 میلادی علم محدود میشد به مشاهدات عینی یا با چشم لخت و یا با تلسکوب و در نتیجه پدیده هایی که با چشم دیده نمی شدند برای دانشمندان بصورت اسرار باقی مانده و تا آن زمان با وجود انبوه پدیده های غیر قابل تشریح وجود خدا همچنان در ذهن انسان از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. اما بعد از قرن 19 که انسان تدریجا موفق به تشریح پدیده هایی که با چشم دیده نمی شوند مانند الکترو مغناتیسم با دستگاه ها ی سنجشی مخصوص به این نتیجه رسید که هر پدیده ی مجهولی را می توان با پیشرفت علم و درک عمیقتر آن و اختراعات وسیعتر تشریح کرد. بنا براین نتیجه گیری, جرات انسان قرن 19 برای رد خدا بیشتر شد متفکرانی مانند نیتجه توانستند نظرات خودرا با ترس کمتری بیان کنند . البته بودند متفکران بزرگ دیگری مانند ولتر 1694- 1778 و دنیس دیدرا 1713-1784 در قرن های قبل از نیتجه که مذهب را نقد می کردند. ( لطفا زیرنویس را در رابطه با تاریخ انسانگرایی ملاحظه کنید)
انسان بدوی آموخته بود که خدا را در هر لحظه زندگی پر از اسرارش در نظر داشته باشد و گاهی انقدر ذهن خود را مشغول خدا می کرد که عاشق پاک باخته اش میشد تا جاییکه از خود یک موجودی کاملن پاسیو و فاقد استفاده می ساخت . انسان بدوی برای مصونیت از انواع و اقسام خطرهایی که توان پیش بینی آنها را نداشت از سپیده صبح تا لحظه خواب لازم میدید که باید خدا را ستایش و نیایش کند تا از آن بلاها مصون باشد اما انسان قرن 21 لزومی برای اینکار نمی بیند. از اکثر بلاها رها یافته و می داند که ان سری بلاهای دیگری (ماسوای بلاهایی که دیگر انسانها بر او وارد می کنند) که علم برای مقابله با انها هنوز چاره ای نیافته همه نهایتآ از سوی خودش قابل پیش بینی و قابل کنترلند و خواهند بود و این توانمندی انسان قرن 21 است که بخوبی می داند و تجربه کرده است که بازده اش هم بسیار بیشتر از ستایش و نیایش خدایی است که نمیداند وجود دراد یا خیر. بحث من اینجا این نیست که ثابت کنم خدا وجود دراد یا ندارد. بحث این است که نقش خدا در قرن بیست ویکم و در اینده کمتر و کمتر خواهد شد. انسانی که خدا را نگهبان و حافظ خود می دانست اکنون دیگر به نگهبانی و حفاظت خدا احتیاج ندارد. زیرا می داند که بلاها از سوی خدا نیستند و خدا هیچ نقشی در جلوگیری و یا ایجاد آنها ندارد. هرچند که بعضی انسان ها زیر نام خدا هزاران بلاها برسر انسان های دیگر وارد کرده اند و خواهند کرد. و در آخراین کلام باید گفت اگر خدایی هم وجود دراد برای خودش دارد و من انسان نوعی لزومی به نیایش و ستایشش نمی بینم و همانطور نمی یبینم که او به پرستیده شدن از سوی من احتیاجی داشته باشد.
تاریخ انسانگرایی
غربیان معتقدند که انسانگرایی از یونان باستان آغاز شد. زمانی که برخی از فیلسوفان انزمان اعتقادات سنتی خداپرستی را رد کردند و اعلان کردند که اخلاقیات یر مبنای خصوصیات انسانی است. در طی طول زمان بلاخره قدرتهای سیاسی و مذهبی این عقیده را زیر خاک کردند زیرا این عقیده کنترل آنها بر جامعه را بزیر سئوال میبرد. برای قرنها اعتراف کردن به کافر بودن بسی خطرناک بود. اما انسانگرایی دوباره در قرن 18 به صحنه بازگشت. به انسانگرایان نامهای مختلفی دادند-طبیعت گرایان - منطق گرایان - دییست (کسانی که بر این باورند خدا زمین و آسمان را آفرید اما آنرا به حال خود رها کرد و هیچ کنترل و تاثیری و یا دخالتی در وقایعی که در آن رخ می دهد ندارد) - و بی دینان . مذهبیان آنها را مشرک و کافر خواندند. در زمانی که چارلز داروین تز خود را در مورد مبداء بشر در سال 1859 منتشر کرد, علم همه افکار را بزیر سئوال برده بود. این نوع زیر سئوال بردن علمی افکار و تعصبات مذهبی, مغز انسان را به دیدگاه انسانگرایانه باز کرد.
نقل قول ها
گور ویدال
- یکتا پرستی بزرگترین فاجعه ای است که تا کنون بر انسانیت وارد شده و من هیچ منفعت و خو بی در مسیحیت, جهودیت و اسلام نمی بینم -
- بزرگترین و ناگفته ترین بدی در فرهنگ ما یگانه پرستی است. از کتاب انجیل بربریان عصر برنز سه مذهب ضد بشر بیرون امد: جهودیت, مسیحیت و اسلام. اینها مذاهب آسمانی هستند. اینها مذاهب پدر سالاری هستند. خدا پدر قادر و متعال است و بنا براین تنفر از زن برای بیش از دو هزار سال در تمام کشور هایی که گرفتار این خدای آسمانی و نمایندگان مردش بروی زمین شدند بوجود آمد.-
دنیس دیدرا
- از تعصب تا وحشیگری فقط یک قدم فاصله وجود دارد-
- خرافات بیشتر از کفر به خدا زیان می رساند -
- خطرناکترین دیوانگان آنهایی هستند که از طریق مذهب بوجود امده اند و و آنهایی که هدفشان ایجاد هرج و مرج در جامعه است بخوبی میدانند که چه گونه از آنها استفاده کنند-
- انسان تا لحظه ای که آخرین شاه اندرون اخرین پریست خفه شود همچنان دربند است-
جان لنون
-مسیحیت خواهد رفت . محو و ناپدید خواهد شد. من احتیاج ندارم در این مورد بحث کنم. من درست می گویم و این ثابت خواهد شد. ما اکنون از مسیح هم محبوبتریم. نمی دانم کدام یک از ما اول از بین خواهد رفت : راک اند رول یا مسیحیت. خود مسیح خوب بود اما مریدانش همه خرفت و معمولی بودند. آنها هستند که همه چیز را تحریف و برای من خراب کرده اند-
فردریگ نیتچه
- در مسیخیت نه اخلاقیات و نه مذهب در هیچ نقطه ای با واقعیت در تماس نیستند.-
- تلاش مسیحیت برای از بین بردن پلیدی و بدی در دنیا, دنیا را بیشتر پر از پلیدی و بدی کرده است-
- آیا انسان یک اشتباه خدا بود یا خدا بیشتر اشتباه انسان بود?
انسانگرا کیست؟
این تست را که از سایت انسانگرایان انگلیس برگرفته شده است را انجام دهید
کدامیک از نقطه نظرهای زیر به نظر شما درست تر است؟ (می توانید بیشتر از یک نقطه نظر را انتخاب کنید)
1 - آیا خدا وجود دارد؟
الف - من مطمئنم که خدا وجود دارد و بر کهکشانها حکومت می کند.
ب - بستگی دارد منظور از خدا جیست اما فکر می کنم وجود دارد.
پ - نمی دانم
ت - هیچ مدرکی برای وجود خدا وجود ندارد بنابراین من فرض می کنم که خدا وجود ندارد.
2 - بعد از مرگ من.....
الف - روح من به بهشت و یا جهنم می رود.
ب - من زندگی را در یک جای دیگر ادامه می دهم
پ - مرگ من پایان من است
ت - من بخاطر کار هایی که انجام داده ام و یا از طریق فرزندانم در خاطرات مردم همچنان باقی خواهم ماند
3 - کهکشان چگونه بوجود آمد؟
الف - خدا آن را آفریده است
ب - موجودات هوشمند دیگر در کهکشانی دیگر ازمایشی انجام دادند و انرا بوجود آوردند و بعضی مواقع به ما سر می زنند تا ببینند که در چه حال و روزی هستیم
پ - نمی دانم
ت - یافته های علمی بهترین پاسخ است و خدایی در کار نبوده
4 - تئوریی که زندگی بر روی کره زمین در طول میلاردها سال تکامل یافته است تئوریی است که....
الف - فقط یک تئوری است. مذهب من به من داستان واقعی را می گوید
ب - خیلی امکان دارد درست باشد اما فکر می کنم خدایی هم دخالت داشته است
پ - امکان دارد درست باشد زیرا معلممان به ما گفته است که درست است
ت - درست است. مدارک زیادی که نشان می دهند این تئوری درست است فراوانند
5 - وقتی من به یک منظره زیبا نگاه می کنم فکر می کنم.....
الف - باید مخلوق خدا باشد
ب - زیاد در موردش فکر نمی کنم
پ - آنچه که معلمان و والدینم به من گفته اند قبول می کنم
ت - ما آنچه که در توانمان است باید برای حفظ این زیبایی ها برای نسل های بعد بکار بگیریم و انجام دهیم
6 - برای تشخیص خوبی و بدی....
الف - به کتاب های دینی و یا به فتواهای رهبران مذهبی رجوع می کنم
ب - زیاد در موردش فکر نمی کنم
پ - آنچه که معلمان و والدینم به من می گویند را قبول می کنم
ت - خیلی در مورد عکس العمل احتمالی اعمال خود و اثر ان بر روی دیگران فکر می کنم
7 - بهتر ه که صادق بود زیرا...
الف - مذهبم به من می گوید اینچنین باشم
ب - برخلاف قوانین و احکام است
پ - اگر صادق باشید مردم به شما بیشتر احترام می گذارند
ت - اگر صادق باشم از خودم راضی تر و خوشنودترم و احساس بهتری از خود دارم
8 - افراد دیگر مهم هستند و باید محترم شمرده شوند زیرا....
الف - همه ما بندگان خدا هستیم
ب - مردم برای من مفید هستند
پ - مردم مانند من دارای احساسات هستند
ت - همه ما خرسند تر و خوشحالتریم اگر به یکدیگر احترام بگذاریم
9 - با حیوانات باید ....
الف - با احترام رفتار کرد زیرا آنها مخلوقات خدا هستند
ب - هر جوری که فکر می کنیم به نفعمان است رفتار کنیم - آنها فاقد روح و جان هستند و برای استفاده انسان آفریده شده اند
پ - با محبت رفتار کنیم زیرا آنها نرمتر و زیباتر و با محبت تر از مردم هستند
ت - با احترام رفتار کنیم زیرا آنها هم مانند انسان ها درد و رنج را احساس میکنند و متحمل می شوند.
10 - مهمترین عمل در زندگی .....
الف - داشتن رابطه با خدا است
ب - کسب هرچه بیشتر مال و منال است
پ - از کره خاکی برای نسل های بعدی حفاظت کنیم
ت - شادی و خرسندی و آسایش انسان را افزایش دهیم.
تعبییر جوابها
این سئوالات کم و بیش جدی هستند که برای کمک به شناخت شما از دیدگاه خود از دنیا و چگونه این دیدگاه ها به باور های اخلاقی شما اثر می گذارند تدوین شده اند و اینکه آیا تعهدات اخلاقی شما از مذهب است. از آنجاییکه جواب های بسیاری از افراد می توانند مخلوطی از انواع باور ها باشند و تعداد آنهایی که جواب هایشان نامتناقص هستند کم باشد, ممکن است که هیچ یک از تعبییر های زیر منعکس کننده واقعی دیدگاه شما بناشند اما این تعابیر نشانگر آنچه که اکثر انسانگرایان باور دارند هستند.
همه و یا اکثرن «الف»
شما قطعن مذهبی هستید و انسانگرایی برای شما نیست. هرچند که شما ممکن است در بعضی از موارد با انسانگرایان موافق باشید بخصوص اگر چند پ و یا ت را انتخاب کرده باشید.
همه و یا اکثرن «ب»
شما ممکن است مقداری باور های مذهبی داشته باشید و یا ممکن است هنوز در حال پژوهش باشید و تصمیم قطعی نگرفته باشید. بعضی از جوابهای شما با اصول اخلاقیات جور در نمی آیند و بنابراین ممکن به نظر نمی رسد که شما انسانگرا باشید.
همه ویا اکثرن «پ»
جواب های شما خنثی هستند. ممکن است مقداری مطیع دیگران و یا احساسات خود باشید. انسانگرایان سعی می کنند خود و برای خود بیاندیشند. بسته به جواب های غیر «پ» شما ممکن است منکر خدا باشید و یا کمی مذهبی.
همه و یا اکثرن «ت»
شما یا انسانگرا هستید و یا بسیار به عقاید انسانگرایی نزدیک هستید. بسیاری از افراد اینگونه هستند و خود نمی دانند. انسانگرایان لزومن در همه موارد با یکدیگر موافق نیستند. اما اگر جوابهای دیگر شما شامل «الف» و یا «ب» باشد احتمالن انسانگرا نیستید.
این انجمن نوپا به یاری و کمک همه ایرانیان انسانگرا نیازمند است.
لطفآ حمایت خود را اعلام کنید و چنانچه مایلید می توانید عضو شوید. لطفا در قسمت کامنت دانی یا از طریق ایمیل به ما اطلاع بدهید.
اگر مقاله ای برای درج در این سایت دارید می توانید به ما ایمیل بزنید.